محسن ناجي نصرآبادى
37
فهرستهاى خود نوشت فيض كاشانى ( فارسى )
مباهات مىكنند . فيض و گروه اندكى از علماى اين دوره چون مجلسى ، قاضى سعيد قمى ، خوانسارى ( جمال الدين و حسين ) در نشر فرهنگ شيعه به زبان فارسى اقدامات جدى به عمل آوردند . نثر فيض ساده و روان و خالى از صنايع لفظى و معنوى است . او در كنار رواج عقايد شيعى در ميان توده مردم از اين طريق خدمت قابل توجهى به زبان فارسى و سبك سادهنويسى اين دوره مىكند . بسيارى از رسالههاى او به فارسى است و از آثار فارسى آن مىتوان از كتابها و رسالههاى ذيل نام برد : آب زلال ، مثنوى است كه آن را در ضمن دو جرعه ساخته و قسمتى از آن خطاب به حضرت حق و پارهء ديگر آن خطاب به نفس است ؛ آداب الضيافه ، منظومهاى است فارسى ؛ آيينه شاهى كه تلخيصى از كتاب ضياء القلب خود او مىباشد ؛ ابواب الجنان در وجوب عينى نماز جمعه در هر زمان و آداب و فضيلت جماعت و آداب آن ؛ الفت نامه در ترغيب مؤمنين بر اتحاد و الفت و محبت به يكديگر ؛ ترجمة الحج ؛ ترجمة الزكوة ؛ ترجمة الشريعة ؛ ترجمة الصلاة ؛ ترجمة الصيام ؛ ترجمة الطهارة ؛ ترجمة العقائد الدينيه ؛ ديوان اشعار ؛ معيار الساعات ؛ شرح صدر ؛ زاد السالك ؛ المحاكمه ؛ الانصاف ؛ پاسخ به سؤالات اهل مولتان ؛ مشواق . براى نمونه و آشنايى با نثر فارسى فيض قسمتى از رساله آيينه شاهى را شاهد مثال مىآوريم : باب دوم : در شناخت شرع شرع دستورى است الهى كه به جهت بندگان فرستادهاند تا هر كه قبول كند و فرمان ببرد به سعادت ابدى فايز گردد و به لذات جاودانى برسد ، بعضى از احكام آن را واجب و لازم شمردهاند . هر كه قبول آن را نكند و فرمان نبرد ، سزاوار عقوبت الهى گردد و محرومى از لذات جاودانى . و بعضى را نافله گردانيدهاند ، هر كه فرمان ببرد ثواب يابد و به درجات عاليه برسد و هر كه فرمان نبرد ، عقوبتى بر او لازم نيايد . و از جمله آنچه واجب شمردهاند ، بعضى را به منزله ركن دين و ستون شرع قرار دادهاند ، هر كه فرمان نبرد از دين بيرون برود ، باز بعضى از احكام را بيان روشن كردهاند ، چنان كه كسى را در ترك آن عذرى نمىماند ، و بعضى را مبهم و مشتبه گذاشتهاند تا بندگان را در آن بيازمايند و امتحان نمايند هر كه رعايت احتياط در آن كند ، درجات عالى در آخرت به پاداش آن به او دهند ، و هر كه رعايت نكند از آن درجات محروم